تبلیغات
ツیه دخی آتیش پاره ツ - 123
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ^_^Faezeh
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دریافت كد ساعت

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

ایکن های لیدی شکلاتی

ایکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

زیباترین هارا اینجا پیداکنید!!!

ツیه دخی آتیش پاره ツ
زندگی کوتاه است...تا زمانی که دندان دارید لبخند بزنید!





چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ریختم و اومدم جلو مامانم سرفه کردم گفتم وای دارم خون بالا میارم …
مامانم زد تو سرم گفت از بسکه میری تو اون اینترنت بی صاحاب ؛ برو توالت فرشامو کثیف کردی …
بابام کلا محلم نذاشت …
داداش کوچیکم هم داشت از خوشحالی بالا پایین میپرید و میگفت آخ جون اگه سعید بمیره اتاقش مال من میشه !
خدا این حس رو نصیب دمپایی ابری توی دستشویی نکنه … .
.
بابام امروز ۱ تن هندونه خریده واسه گوسفندای بابا بزرگم و میگه : بخورن جیگرشون حال بیاد …
حالا من دیروز داشتم یه نصفه هندونه میخوردم بهم میگه : سگ خورش نکن اسراف کنی … قاشق بردار تهشو قشنگ بتراش وگرنه دیگه از هندونه خبری نیست …
یعنی بخوام به صورت ریاضی حساب کنم : من <<< گوسفند
.
.
مامان و بابام چند شب پیش با هم دعواشون شد و مامانم قهر کرد رفت خونه مامانش اینا …
بابام گفت به جهنم خودم به تنهایی زندگی میکنم !!! بعد از چند شب که کلی ظرف نَشُسته تو کابینت جمع شد ، دستارو زد بالا ظرفا رو بشوره ؛ دیدم زیر لب داره غر میزنه و میگه اینم شد زن ؟؟؟ ببین این قابلمه ها چقدر جرم گرفته سیاه شده ؟!؟!؟!
صدام زد آهای پسر بیا ببین انقدر ساییدم این قابلمه رو ، ببین چه برقی میزنه کیف کن برو برا مامانت تعریف کن …
رفتم نگاه کردم دیدم همه قابلمه های تفلون مامانم رو با سیم ظرف شویی به قدری ساییده که سفید شده !!!
فقط اب دهنم رو قورت دادم و آماده جنگی عظیم شدم …





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 آذر 1391 :: نویسنده : ^_^Faezeh
نظرات ()
چهارشنبه 22 آذر 1391 20:37
هنوز امتحان دارید بازم آپید.بابا ایول.من اگه وقت داشته باشم میرم سر درسام.مطالبتون هم در حد TOP.
THANKS
سه شنبه 21 آذر 1391 14:55
مامانم زد تو سرم گفت از بسکه میری تو اون اینترنت بی صاحاب ؛ برو توالت فرشامو کثیف کردی …
بابام کلا محلم نذاشت …
چه جوری اول مامانت بود بعد شد بابات.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر