تبلیغات
ツیه دخی آتیش پاره ツ - بمب خنده!!!
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ^_^Faezeh
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دریافت كد ساعت

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

ایکن های لیدی شکلاتی

ایکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

آیکن های لیدی شکلاتی

زیباترین هارا اینجا پیداکنید!!!

ツیه دخی آتیش پاره ツ
زندگی کوتاه است...تا زمانی که دندان دارید لبخند بزنید!




گواهی نامه گرفتن مامانم حدود یک سال و نیم طول کشید ؛ قبول که شده بود افسره از مامانم خوشحال تر بود !
.
.
شوهر دختر خالم یه گوشه خونه لاتی نشسته بود همه بهش خندبدیم بعد دختر خالم بهش میگه بیا از دور خودتو ببین خیلی خنده دار شدی ؟!؟!؟!
دختر خالم داره له میشه به خدا ، واسش دعا کنین …
.
.
خواهرزادم ساعت دیواریمون رو برداشته واستاده روش میگه ترازوئه ، میخوام ببینم چند تومن شدم !
.
.
به بابام میگم اگه من یه روز سکته مغزی کردم ، اعضا ی بدنمو اهدا کنین !!!
برگشته میگه برو بابا تو مغزت کجا بود که بخواد سکته هم بکنه ؟! به فکر یه راه دیگه باش !!!
.
.
خواهر زاده م که کلاس اول میرفت عینکی شده بود … یه شب که خونه شون مهمون بودم شب رفتم تو اتاق خواب کنارش بخوابم که گفت :خاله این عینکمو بذار رو کمدم ! گفتم : خودت بلند شو بزار سر جاش !
یهو با عصبانیت و بغض پا شد گفت : حالا نوکر خانومم شدم باید عینکمو خودم بزارم سر جاش !!!
.
.
یه بار داشتم خیر سرم به بچه خواهر ۶ سالم ریاضی یاد میدادم ، بهش گفتم مثلا من ۳تا شکلات به داداشت میدم و ۲تا به تو ، حالا چندتا شکلات میشه ؟
یهو زد زیر گریه گفت چرا به داداش ۳تا میدی به من ۲تا ؟ نمیخوام اصلا همشو بده به داداش منم میرم به مامانم میگم …
رفت به خواهرم گفت خواهرم اومده دعوام میکنه میگه مرض داری بچه رو اذیت میکنی ؟ خب یکیشو میذاشتی تو جیبت به هر کدوم ۲تا میدادی که دعوا نشه دیگه …
فک و فامیل خود درگیر مزمن ما داریم ؟؟؟
.
.
با قد ۱۸۵ ، من معمولا بلندترین عضو خانواده ام … حالا کارکردهای من برای مادرم :
امیر مادر قدت بلنده اون لامپ رو خاموش کن …
امیر قدت بلنده اون مجله رو از رو میز بیار …
امیر قدت بلنده اون سینی رو از روی زمین بردار ببر تو ظرفشویی بشور …
امیر مادر قدت بلنده برو ماست بگیر ، نون بگیر ، نفت بگیر …


.
.
مامان و بابام با هم قهرن ، با هم رفتن فرش بخرن بابام زنگ زده خونه میگه سعید گوشیو میدم به مامانت ازش بپرس این فرشه خوبه ؟
گوشیو داده بهش ازش می پرسم مامان این فرشه خوبه ؟ مامانم میگه نه بزا بقیه رو هم نگاه کنم ؛ باز گوشیو داده به بابام میگم نه بزار بقیرم نگاه کنه !!! بابام میگه بهش بگو باشه !
یعنی می خواستم با سیم تلفن خودمو خفه کنم !
.
.
مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی ، اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !!!

بقیه در ادامه مطلب...

بابام به مامانم اس ام اس عاشقانه فرستاده ، الان ۲ روزه خونمون دعواست …
مامانم گیر داده به بابام که این اس ام اسو کی واست فرستاده بود ؟
.
.
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺩﺧﺘﺮ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻗﻮاﻡ ﺑﺮاﻱ ﺧﻮاﻫﺮﻡ …
ﻗﺪﺵ اﻧﺪاﺯﻩ ﺧﻮﺩﺗﻪ ، ﻫﻴﻜﻠﺸﻢ ﺷﺒﻴﻪ ﺧﻮﺩﺗﻪ … ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ !!!!!
ﺧﺐ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﺎﺑﻮﺩ کردی ﺑﭽﻪ رو …
.
.
بابام بهم میگه یه شامپوی خوب خارجی واسه خودت (!) بخر فردا میخوام برم حموم !
.
.
دیشب بابابزرگ و مامان بزرگمو بردیم فرودگاه بدرقه کنیم که برن مکه ، هواپیما تاخیر داشت !!!
مامان بزرگم نگران بود ، عموم میاد دلداریش بده میگه : این چیزا عادیه ، تاخیر داره ، نقص فنی پیدا میکنه ، سقوط میکنه ، نگران نباش !
.
.
به مامانم میگم چی دوست داری برات کادو بگیرم ؟ میگه شما جیب مارو نزن کادو پیشکش !
.
.
پسرعموی ۳ ساله ام برداشته گوشی ۷۰۰ تومنی باباشو انداخته تو آکواریوم !
من : چرا گوشیو انداختی اونجا ؟
میگه انداختم تا ماهی ها با مامانشون حرف بزنن !
من
ماهی ها
خلیج همیشه فارس
.
.
خواهر دوستم ۳ سالشه رفته بود تو اتاقش داشت با عروسکاش بازی میکرد یهو اومد بیرون زد زیر گریه ، پرسیدیم چی شده ؟؟؟
گفت عروسکام منو بازی نمیدن …
.
.
دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن ، یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم و کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه : به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه !
.
.
آرشیو جک فک و فامیل
برادرزاده م ۳ سالش نشده ، ساعت ۲-۳ نصقه شب از خواب پا شده با گریه و زاری که من چرخ گوشت میخوام !!!
حریفش نشدن رفتن چرخ گوشتو آوردن بالا سرش گذاشتن …
و اینگونه بود که بچه تا صب با چرخ گوشت خوابید !
.
.
وقتی با فک و فامیلا اسم فامیل بازی میکنم :
اسم : غلام
فامیل : غلامی
غذا : غلام پلو
میوه : غلام سبز
شغل : غلام فروشی
شهر : غلام رود
کشور : غلامستان
گل : غلام بو
اشیا : غلام پلاستیکی
ماشین : همونی که غلام سوار میشه ! (اسمشو نمیدونم)
.
.
امروز از سرکار برگشتم خونه میبینم همه باهام سنگینن ، هیشکی تحویلم نمیگیره ، الان فهمیدم دیشب مادرم خواب دیده من بدون اجازشون ازدواج کردم …
اصن دقت که میکنم خدارو شاکرم رام داده خونه !
.
.
مامان بزرگ ما هم یه بار سر سفره میخواست یکیو صدا کنه ، نمی دونم چی فکر کرد با خودش ؛ یه بشقاب پلو خورش پاشید تو سفره …
ما همچنان اندر کف این فک و فامیل مانده ایم …
.
.
خودم رو کشتم رفتم مهندسی رباتیک گرفتم ، فامیلمون برگشته میگه عقربه بزرگه ساعت خونه مون افتاده ، می تونی جا بندازیش ؟
.
.
خواهر زادم ۳ سالشه از بیرون اومده میگه سردمه ، بهش میگم بیا بغلم گرم شو … میگه نه میخوام همینجوری خنک بمونم !
میگم خب بیا بغلم منم خنک شم ، میگه برو کنار منو بغل نکن خنکیم تموم میشه !
.
.
یه روز از بیرون اومدم رفتم رو تخت خوابیدم ، مامان و بابام اومدن بالا سرم و با محبت هرچه تمام دست تو موهام کرد و گفت : الهی قربونش برم … بعد با یه لحن غم انگیز به بابام گفت : خوب شد دختر نشد وگرنه رو دستمون باد میکرد !!!
.
.
دستمو بریدم رو لباسم یه لکه خون ریخته ، شستمش پاک نشده …
به مامانم میگم خون با چی پاک میشه ؟
از اون اتاق داد زد : خون فقط با خون پاک میشه !
من
فیلم هندی
سازمان خون
شاهرخ خان
آمیتا چاخان
شعبون بی مخ
.
.
به مامانم میگم من شام بیرون میخورم ، هوس فست فود کردم …
میگه نمیخواد ، فردا شب هوس کن !
.
.
امروز همزمان هم آیفونمون زنگ خورد و هم تلفونمون …
مامان و بابام هول شدن چیکار کنن مامانم تلفونو برداشته میگه کیه ؟ بابام هم آیفون رو برداشته میگه الو سلام العلیکم !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1391 :: نویسنده : ^_^Faezeh
نظرات ()
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 22:05
Asking questions are actually fastidious thing if you are not understanding anything
totally, except this piece of writing presents good understanding yet.
جمعه 13 مرداد 1396 08:16
This site was... how do I say it? Relevant!!
Finally I've found something that helped me. Cheers!
یکشنبه 4 تیر 1396 09:29
My brother recommended I would possibly like this web site.
He was once entirely right. This put up truly made
my day. You cann't imagine just how so much time I had spent
for this information! Thanks!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 16:04
Hi my loved one! I want to say that this post is awesome, nice written and come with almost all important infos.
I'd like to see more posts like this .
سه شنبه 2 خرداد 1396 00:53
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time
a comment is added I get several emails with the same comment.

Is there any way you can remove me from that service? Appreciate it!
جمعه 25 فروردین 1396 22:07
Attractive portion of content. I simply stumbled upon your blog and in accession capital to assert that I acquire in fact loved account your blog posts.

Anyway I'll be subscribing in your feeds or even I achievement you get
admission to persistently fast.
چهارشنبه 10 آبان 1391 14:31
ممنونم راستی گالری دختر شیک هم وب منه که لوگوشو گذاشتی
سه شنبه 9 آبان 1391 16:49
من که امده بودم نظر هم گذاشتم!!!!؟
سه شنبه 9 آبان 1391 15:03
سلام خیلی باحال بودن
مرسی از دعوتت
سه شنبه 9 آبان 1391 09:22
خیلی قشنگ بودند کلی خندیدیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر